مروری بر بخش سومار و حضوریکی از رزمندگان جانباز پرویز بابایی سومار - تاریخ: 1393/9/25 ساعت: 21:10
 بنام خدا در تاریخ 1340/2/1در روستای مرزی از بخش سومار استان کرمانشاه متولد شده ام. روستای ما در 2کیلومتری مرز ما و کشور عراق فاصله دارد, روستایی محروم با مردمانی فقیر که به شغل کشاورزی و دامداری مشغول بودند بخش سومار را به سه صورت میتوان تعریف کرد:1- قبل انقلاب 2- بعد انقلاب 3- بعد از جنگ قبل انقلا...
شهیدی که نمی خواست پیدایش کنیم... - تاریخ: 1393/9/22 ساعت: 16:28
  هوا صاف بود؛ مشغول جستجو بودم؛ داخل گودال یک پوتین دیدم؛ متوجه شدم یک پا داخل پوتین قرار دارد! با بیل وارد گودال شدم؛ قسمت پایین پای شهید از خاک خارج شد؛ خاک‌ها حالت رملی و نرم داشت؛ شروع کردم به خارج کردن خاک‌ها؛ هر چه خاک‌ها را بیرون می‌ریختم بی فایده بود؛ خاکها به داخل گودال برمی‌گشت! ناگهان هو...
معرفی یکی از شهداء ایوان: - تاریخ: 1393/9/13 ساعت: 21:07
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودیم. امام خمینی (ره) *زندگی نامه : شهید جوهر مرادی در سال 1317 در خانواده ای مذهبی و متدین متولد شد. او از همان دوران کودکی دارای سیمایی نورانی بود و اخلاقی بسیار زیبا داشت. دو چیز در زندگیش اصلاً مفهومی نداشت، یکی ترس و دیگری مادیات. آنقدر شجاع بود که در زمان ...
*فرازی از وصیت نامه شهید جوهر مرادی: - تاریخ: 1393/9/13 ساعت: 21:06
خدایا ! تو می دانی در این مدت سپری شده از انقلاب و در طول این نهضت، بخاطر تو از همه چیز گذشتم و جز به رضای تو فکر نکردم، و همه ی مهمات و اسلحه و هر چه در اختیارم بوده است چون تربت مقدس از آنها نگهداری کرده ام و هیچ گاه از آنها استفاده شخصی ننموده ام. خدایا! من نمی خواهم رنج و خون دلی که به خاطر تو م...
معراج شهدا یعنی شهید گمنام.استخوان و پلاک... - تاریخ: 1393/9/13 ساعت: 20:57
  معراج شهدا اسم آشنایی است برای یعقوب های چشم انتظار یوسف خود. معراج شهدا اسم آشنایی است برای مادران و همسران منتظر قامت مردانه. معراج شهدا اسم آشنایی است برای رفقا و همسنگری های ازقافله جا مانده. معراج شهدا اسم آشنایی است برای من و تو که فراموشمان شده شهادت یعنی چه. معراج شهدا اسم آشنایی است برای ...
به سبکی یک پلاک وچند تکه استخوان... - تاریخ: 1393/9/13 ساعت: 20:54
  پدر کودک رو بغل کرد و تو آغوش گرفت کودک هم می خواست پدر رو بلند کنه ولی نتونست با خود گفت: حتماً چند سال بعد می تونم... یست سال بعد پسر تونست پدر را بلند کنه پدر سبک بود سبکه سبک به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان.....    
بنام او... - تاریخ: 1393/9/6 ساعت: 20:35
از کدام سو آمده ای؟ از شرق یا غرب؟ از شمال یا جنوب؟ از هر کجا آمده ای بدان که افق زمین و آسمان و همه ی وادی های جنون و شیفتگی عشق همین جاست.        جایی که آسمان با همه ی جبروتش, خاک را بوسه میزند ,چرا که این صحرا در حریر سکوت, نه چندان دور, افتخار تحمل گام های راد مردانی را داشته است که چشمه های جو...
شعری درباره دفاع مقدس - تاریخ: 1393/9/6 ساعت: 15:38
دسته گلها دسته گل ها دسته دسته می روند از یادها آسمان خون گریه کن در مرگ طوفان زادها سخت گمنامید، اما ای شقایق سیرتان کیسه می دوزند با نام شما شیادها با شما هستم که فردا کاسه ی سرهایتان خشت می گردد برای عافیت آبادها با تمام خویش نالیدم چو ابری بی قرار گفتم ای باران که می کوبی به طیل بادها هان! بکوب ...
دفاع مقدس چیست؟ - تاریخ: 1393/9/6 ساعت: 15:32
جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز نوشت: در 31 شهريو 34 سال قبل رژيم بعث عراق به فرمان صدام، جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران را آغاز كرد. اين جنگ نزديك 8 سال طول كشيد و هر چند تلفات انساني و زيان‌هاي مادي زيادي براي كشور ما داشت، اما اين افتخار را برجاي گذاشت كه ملت ايران در سخت‌ترين شرايط و درحالي ...
دل نوشته ای درباره ی دفاع مقدس... - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 14:40
بسم الله الرّحمن الرّحیم موشک کاغذی بلند شد و  پدرم را به اشتباه انداخت پدرم داد زد: هواپیما... بمب روی قرارگاه انداخت پدر از روی صندلی افتاد، پا شد و گفت: "یاعلی"... افتاد سقف با بمب اولی افتاد او به بالاسرش نگاه انداخت تانک از روی صندلی رد شد شیشه‌ی عینکم ترک برداشت یک نفر اسلحه به دستم داد طرفم چ...
تصاویری از دفاع مقدس - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 14:35
                         
... - تاریخ: 1394/1/19 ساعت: 18:27
 
پا برهنه... - تاریخ: 1393/8/28 ساعت: 12:46
گردان پشت میدون مین زمینگیر شد چند نفر رفتن معبر باز کنن 14ساله بود چند قدم دوید سمت میدان ... یکدفعه ایستاد!! همه فکر کردند ترسیده!!! یکی گفت: خب ! طفلک همش 14 سالشه!!! پوتین هاشو داد به بچه ها و گفت: "تازه از گردان گرفتم ،حیفه! بیت الماله!" و پا برهنه رفت...